معرفی بازی bully

:: معرفی بازی bully

 

نام بازی: Bully
سازنده: Rockstar Vancouver
موتور: RenderWare
سبک: Action-Adventure Open World
ناشر: Rockstar
سال انتشار: October 17, 2006
پلتفرم ها: PC, PlayStation 2, PlayStation 3, Xbox 360, Wii

  

در این عنوان، بازیکنان کنترل یک پسر ۱۵ ساله به نام جیمی هاپکینز را بر عهده دارند. این پسر یک فرد عادی نمی باشد چراکه تا به حال ۷ بار از مدارس مختلف اخراج شده است.
مادر جیمی نیز یک فرد عادی نبوده و برای بار پنجم ازدواج کرده و قصد این را دارد به همراه همسر خود به یک ماه عسل یک ساله برود. اما برای اینکه ماه عسل او توسط فرزند شرورش خراب نشود، جیمی را به یکی از شهر های آمریکا به نام BullWorth برده و در مدرسه ای با نام BullWorth Academy ثبت نام می کند. این مدرسه مناسب بچه های شرور بوده و به نوعی سعی در اصلاح تربیت آنها دارد.
جیمی یک فرد عادی نیست، او دوست دارد همیشه رئیس باشد و از اینکه کسی را بالاتر از خود ببیند، رنج می برد. به همین دلیل تصمیم می گیرید که قوانین سخت مدرسه را دور زده و تک تک دانش آموزان و معلمان مدرسه را سر جایشان نشانده و خود را تبدیل به کابوسی در مدرسه کند.
وقتی در ابتدای بازی جیمی خود را به مدیر مدرسه معرفی می کند تا او سابقه جیمی را بررسی کند، مدیر مدرسه او را شیطان کوچک خطاب کرده و حساب کار از همان ابتدا به دست او می آید که با چه موجودی طرف می باشد.

معمولا راکستار در عناوین خود علاقه زیادی به ایجاد فرقه های مختلف در بازی دارد، این عنوان نیز از قافله عقب نمانده و دارای ۵ گروه مختلف در بازی می باشد:

۱ – گروه Nerd ها با لباس سبز در بازی حضور دارند. بسیار درس خوان بوده و کارهای خود را با هوش خود انجام می دهند.
۲ – گروه Greasers ها معمولا از کاپشن های چرمی استفاده می کنند.
۳ – گروه Prepeis ها متشکل از بچه پولدار ها می باشد.
۴ – گروه Jocks ها نیز اکثرا سیاه پوست و ورزشکار بوده و پیرهن سفید با کت آبی می پوشند.
۵ – گروه Bullies ها نیز دارای لباس سفید می باشند.

 

نماد آکادمی bullworth که جیمی در آن مشغول تحصیل است.

این عنوان، یکی از آن دسته بازی هایی می باشد که ساعت ها می تواند بازیکنان را پشت سیستم نگه داشته و آنها را وادار به ادامه بازی کند.
گیم پلی این عنوان بسیار متنوع بوده و شامل دسته های مختلفی می شود. یکی از مهمترین بخش های بازی کلاس های درس بوده که سر ساعت های خاصی برگذار می شود و باید بازیکنان سر ساعت در کلاس حاضر شوند.
این مدرسه دارای دو کلاس درسی در روز بوده که از ساعت ۹:۳۰ شروع می شوند و درس هایی مانند بیولوژی، هنر، موسیقی، ورزش و زبان را ارائه می دهند.

در این عنوان، ماموریت های اصلی و فرعی نیز قرار داده شده است که بازیکنان می توانند در کنار تحصیل، آنها را نیز انجام دهند. اما شما نباید همانند عنوان GTA، از این بازی توقع ماموریت های حرفه ای را داشته باشید چراکه این عنوان تمرکز خاصی برای اذیت دیگران دارد و شما وظیفه انجام آن را بر عهده گرفته اید.البته روحیه جوانمردی نیز در وجود جیمی وجود داشته و در ماموریت های فرعی سعی به کمک به دیگران می کند. در مدرسه افراد ضعیفی وجود دارند که از شما کمک می خواهند و شما می توانید به آنها کمک کرده و پول بدست آورید.

 

گیم پلی این عنوان فقط به داخل مدرسه خلاصه نشده و پس از انجام چند ماموریت، امکان خروج از مدرسه و انجام ماموریت هایی بیرون از مدرسه را بدست می آورید.

گیم پلی بسیار تنوع دارد،

دو خورد یکی از مهمترین بخش های بازی می باشد. شما می توانید در بازی با مشت صورت هم کلاسی های خود را داغون کنید. اما با شرکت در کلاس های مبارزه در مدرسه، می توانید توانایی های خود را افزایش داده و از حرکات جدیدی برای زدن دیگران استفاده کنید. البته شما می توانید معلمان خود را نیز کتک بزنید که بعد از آن با مدیر مدرسه روبرو می شوید.

جیمی دارای درجه سلامتی بوده و اگر مقدار آن کم شود، می تواند با خوردن نوشابه و... میزان سلامتی خود را افزایش دهد.وی هرچقدر هم که کله شق باشد، باز هم یک نوجوان ۱۵ ساله بوده و باید شب ها بخوابد و به همین دلیل هرجایی که باشد راس ساعت ۲ بامداد، خواهد خوابید.

 

 طراحی های این عنوان برای سال ۲۰۰۶ خوب و قابل قبول می باشد. اگر شما بازی GTA: San Andreas را از نظر طراحی قبول دارید، باید بگویم Bully نیز همان کیفیت را دارد.
طراحی کاراکتر های بازی زیاد جالب به نظر نمی رسد اما طراحی های محیط خوب کار شده است. 

 

محیط مدرسه و شهر به خوبی کار شده و توی ذوق بازیکن نمی زند. اما نمی توان گفت طراحی عالی حتی برای سال ۲۰۰۶ را دارد چراکه عناوینی با کیفیت بهتری را در آن سالها دیده بودیم ولی با توجه به وسعت بازی، طراحی ها خوب و قابل قبول می باشند.
اگر از طراحی ضعیف کاراکتر ها بگذریم، می توان گفت طراحی محیط داخلی مدرسه بسیار خوب می باشد و این بخش به خوبی با تکستچر های درخشان پوشیده شده است.

نورپردازی نیز در بازی به خوبی کار شده است. نمی توان از این بخش ایرادی گرفت چراکه راکستار با ظرافت خاصی این بخش را ساخته است.
در بازی چرخه روز و شب وجود دارد و طبق ساعتی که در بازی قرار گرفته، شاهد شب و روز در بازی هستیم.

تنوع شخصیت های داخل مدرسه بسیار بالا می باشد و شما کمتر شاهد افراد یک شکل می باشید و تنوع زیادی را در بازی حس می کنید.

ساخت موسیقی های داخل بازی بر عهده Shawn Lee بوده و ایشان وظیفه خود را به خوبی انجام داده است. البته هنر راکستار در بخش موسیقی برای همگان آشکار بوده و هیچکس منکر این قضیه نمی باشد. ولی با تلاش تیم سازنده، موسیقی های متن زیادی برای بازی در نظر گرفته شده است.
البته برای یک بازی Open World این مقدار بسیار زیاد می باشد و چه بهتر که کم کاری نشده است.

تنوع صدا در بازی و صداگذاری شخصیت ها خوب و قابل قبول می باشد و می توان گفت این بخش حرف زیادی برای گفتن نگذاشته است.

البته می توان گفت در بخش موسیقی های صحنه های رمانتیک بازی کمی کم کاری شده و این بخش از بازی به صورت جدی حس خاصی را به بازیکن منتقل نمی کند!

  عنوان Bully یکی از ظریف ترین و البته خشن ترین عناوین راکستار در نوع خود بود. عنوانی که توانست دل هواداران را بدست آورد و آنها خواستار نسخه دوم این بازی می باشند. راکستار همین اواخر اعلام کرده که نسخه دوم نیز در دستور کار بوده و بازیکنان باید صبر کنند تا موقع انتشار آن برسد. 

 

تصاویری از محیط بازی:

 

 

منبع:gamefa.com

 

منبع : معرفی بازی معرفی بازی bully
برچسب ها : بازی ,مدرسه ,بوده ,جیمی ,طراحی ,گروه ,قابل قبول ,مدیر مدرسه ,مدرسه بسیار ,زیادی برای ,open world

تصمیم مایکروسافت برای استفاده از تکنولوژی متفاوت در هدست واقعیت افزوده هولولنز

:: تصمیم مایکروسافت برای استفاده از تکنولوژی متفاوت در هدست واقعیت افزوده هولولنز

 

بر اساس گزارشی که به تازگی منتشر شده است، یکی از شعبه‌های مایکروسافت ۶۰ تن از مهندسان خود را که بر روی هولولنز، هدست واقعیت مجازی مایکروسافت، کار می‌کردند اخراج کرده و قصد به کارگیری تکنولوژی متفاوتی را در این هدست دارد.

به تازگی گزارشی بر روی سایت Tnet منتشر شده است که بر اساس آن، شرکت مایکروسافت ۶۰ مهندس، ۳۰ کارمند قراردادی و ۳۰ کارمند اصلی خود را که در یکی از شعبه‌های این شرکت بر روی تکنولوژی هولولنز کار می‌کردند اخراج کرده و یک ما به آنها فرصت داده است تا شغلی دیگر را در این شرکت برای خود انتخاب کنند.

 این گروه در طول دوسال و نیم گذشته بر روی بخشی از تکنولوژی هدست هولولنز کار می‌کردند که مایکروسافت شش سال پیش آن را از آنها خریده بود. حالا مشخص نیست که آیا این مهندسان بخشی از تیم توسعه‌ی اصلی هولولنز بوده‌اند یا اینکه تنها روی جنبه‌ای از فناوری این هدست کار می‌کردند.

حال مسئولان شعبه‌ای که این مهندسان در آن مشغول به کار بودند طی پیامی اعلام کرده‌اند که این اتفاق تنها تغییری در رویکرد‌های سرمایه‌گذاری است و این شرکت تصمیم دارد سرمایه و تمرکز خود را در برخی حوزه‌ها افزایش و در برخی کاهش دهد. به نظر می‌رسد که یکی از اولویت‌های اصلی مایکروسافت به تمرکز نیرو‌های این شرکت و پرداخت حقوق آنها ارتباط داشته باشد.

 

منبع:zoomg.ir

 

منبع : معرفی بازی تصمیم مایکروسافت برای استفاده از تکنولوژی متفاوت در هدست واقعیت افزوده هولولنز
برچسب ها : هدست ,شرکت ,مایکروسافت ,هولولنز ,می‌د ,تکنولوژی ,اخراج کرده ,می‌د اخراج ,هدست واقعیت

بازی گاندو

:: بازی گاندو

       

به نقل از بنیاد ملی بازی های رایانه ای، بازی گاندو یک بازی مالتی ژانر است، که برای سنین 5+ سال در نظر گرفته شده است. این بازی بر روی تمامی سیستم عامل های موجود در بازار قابل اجرا می باشد.

شخصیت اصلی داستان بازی گاندو بر گرفته شده از نوعی تمساح پوزه کوتاه در مناطق چابهار و بلوچستان است، سبک بازی گاندو به صورت فانتزی طراحی گردیده است.

گاندو (نام محلی تمساح پوزه کوتاه ) بزرگترین (Crocodylus Palustris) خزنده ایران محسوب می شود و این تمساح تنها تمساح گونه ایرانی به شمار می رود.

 

 

منبع : معرفی بازی بازی گاندو
برچسب ها : بازی ,گاندو ,تمساح ,بازی گاندو ,پوزه کوتاه ,تمساح پوزه

بازی کلاه قرمزی در تهران2 برای اندروید

:: بازی کلاه قرمزی در تهران2 برای اندروید

ازی رایانه ای TehRun2 کلاه قرمزی آخرین نسخه بازی کلاه قرمزی، که طراحی و تولید شده است. در این نسخه شخصیت‌های دیگر مجموعه کلاه قرمزی مانند فامیل دور، ببعی، پسر خاله و پسر عمه زا نیز حضور دارند و شما می‌توانید شخصیت مورد علاقه خودتان را انتخاب نمایید و ادامه بازی را با آن انجام دهید. داستان این بازی نیز در محله‌های تهران می‌گذرد.

 

 شخصیت بازی نیز باید با جمع کردن سکه و آیتم‌های دیگر امتیاز خود را افزایش دهد. هر مرحله از بازی نسبت به مرحله قبلی، سخت تر می‌شود. اما با انجام "مشق روز" نیز می‌توانید امتیاز کسب کنید. در "مشق روز" باید هر روز سری به بازی بزنید و جمع کردن حروف، کلمه روز را کامل کنید.
 
 
دانلود
 
منبع:yjc.ir
منبع : معرفی بازی بازی کلاه قرمزی در تهران2 برای اندروید
برچسب ها : بازی ,قرمزی ,کلاه قرمزی ,بازی کلاه

بازی قتل در خیابان های طهران

:: بازی قتل در خیابان های طهران

داستان

قتل های زنجیره ای مرموز در حال رخ دادن هستند و امنیه نیز از یافتن قاتل عاجز مانده است. اینجاست که رئیس اداره از کارآگاه افشار می خواهد تا قاتل را در مدت ۳ روز آینده پیدا کند و گرنه، از کار بی کار خواهد شد. افشار تحقیقاتش را از داخل اداره شروع می کند و با بررسی پرونده های گذشته و اطلاعاتی که تا کنون بدست آورده مکان وقوع آخرین قتل را پیدا می کند. با مراجعه به محل آخرین قتل، افشار اطلاعات و سرنخ های بیشتری درباره قتل های زنجیره ای بدست می آورد و بازی رفته رفته جالب تر می شود. داستان برای یک بازی ماجراجویی از هیجان لازم و معماهای خوبی برخوردار است و میان پرده های طراحی شده که حالتی کمیک مانند دارند نیز توانسته اند حس خوبی در بازی به وجود بیاورند. البته داستان زمانی بهتر و جذاب تر می شد که مشکلات گیم پلی بازی روی آن تأثیرگذار نبود و باعث نمی شد که در بخشی از بازی گیر کنید و راهنمای بازی نیز کمکی به شما نکند.

گرافیک

فضای سه بعدی بازی خوب از کار در نیامده و بر خلاف آن چیزی است که انتظار داشتیم. مکان های بازی تنها تصاویری هستند که به صورت سه بعدی پردازش شده اند که آن ها را به عنوان محیط بازی مشاهده می کنیم. تکنیکی که سال ها پیش در بازی های Point and Click استفاده می شد! تنها المان سه بعدی بازی، شخصیت های آن هستند. کارآگاه افشار و سایر شخصیت هایی که در بازی مشاهده می کنید، به شکل نسبتاً خوبی به حالت سه بعدی طراحی شده اند. اما فضای بازی کاملاً حس دوگانگی را به وجود می آورد.

 

حرکت یک شخصیت سه بعدی در مکانی دو بعدی که تقریباً به شکل سه بعدی طراحی شده، خوب به نظر نمی رسد و اختلاف آن ها به خوبی در بازی مشاهده می شود. اما طراحی محیط های بازی جدا از بحث دو بعدی یا سه بعدی آن ها خوب صورت گرفته و دارای المان های بسیار خوبی از طهران قدیم است! فضاسازی ها به لطف دقت سازندگان به این موضوع، خوب صورت گرفته و فضای قابل قبولی بر بازی حکم فرما شده است. البته باید اشاره کنیم که طراحی برخی از مراحل می توانست بسیار بهتر و دارای بار هنری بیشتری باشد. همان طور که گفتیم، میان پرده های بازی نیز به صورت کمیک طراحی شده اند و به شکل نسبتاً خوبی طراحی و به نمایش درآورده می شوند.

موسیقی/صداگذاری

صداگذاری شخصیت ها از نقاط قوت بازی به حساب می آید. صداپیشه شخصیت اصلی بازی را استاد بهرام زند انجام داده اند که باعث شده شخصیت افشار بسیار باورپذیر به نظر برسد و حتی بازیکنان نیز با او ارتباط خوبی برقرار کنند. صداگذاری روی سایر شخصیت های بازی نیز در سطح خوبی قرار دارد و نیاز بازی در این قسمت را برطرف کرده اند. البته همچنان وجود برخی دیالوگ های بی مورد و بی معنی نیز در بازی دیده می شود. موسیقی های خوبی برای بازی ساخته شده، اما این بازی نیز مانند اکثر بازی های داخلی در این قسمت ضعف هایی دارد. در برخی از قسمت های بازی، موسیقی روند تندتری به خودش می گیرد و این موضوع در حالی رخ می دهد که شخصیت اصلی در حال بررسی محیط برای یافتن سرنخ است! موسیقی حالت مرموزش را در برخی قسمت ها از دست می دهد و حالت هیجان انگیزی به خودش می گیرد، اما در طول آن صحنه، اتفاق خاصی رخ نمی دهد و مشخص نیست که موسیقی برای چه به این حالت درآمده است.

گیم پلی

به عنوان یک بازی ماجراجویی در سبک Point and Click قتل در کوچه های طهران بد از کار درنیامده و می تواند انتظارات را برآورده کند. البته این بازی از مشکلاتی نیز در قسمت گیم پلی رنج می برد که باعث می شود عبور از برخی قسمت ها بسیار دشوار باشد. به طور مثال ممکن است که در زمان مطالعه برخی از کتاب ها و یا تصاویری که در بازی قرار داده شده اند، با مشکل روبرو شوید و دیگر نتوانید به فضای اصلی بازی برگردید. همچنین یکی از مشکلات اصلی ای که ساخته های این استودیوی بازیسازی با آن مواجه است، این است که بازی ها در برخی سیستم ها به حالت Full Screen درنمی آیند و باید آن ها را درحالت Window بازی کرد. این موضوع باعث می شود که برخی از المان های گیم پلی در زیر منوهای سیستم عامل پنهان شود و نتوانید آن ها را مشاهده کنید.

 

این موضوع باعث می شود که نتوانید برخی از قسمت های بازی را پشت سر بگذارید. با نگه داشتن کلید Space می توانید محیط بازی را بررسی و آیتم های مورد نیاز را جمع آوری کنید. استفاده از آیتم ها و به کار بردن آن ها برای حل معماها از قسمت های خوب بازی به حساب می آیند. اما با توجه به روال معمول ساخته های این استودیو، می توانید با مراجعه به دفترچه راهنمای بازی و راهنمایی های درج شده در آن، بازی را به پایان برسانید. این موضوع اصلاً برای یک بازی ماجراجویی جالب نیست و قدرت تفکر را از بازیکن می گیرد. سخت بودن و به چالش کشیدن بازیکنان در این سبک یک المان مثبت به حساب می آید که راهنمای قدم به قدم بازی که داخل محصول قرار دارد، به این بخش ضربه وارد می کند. البته شاید خواندن این راهنماها اختیاری باشد، اما به این صورت نیز نباید منتشر شود. صحبت هایی که در بازی می شنوید و گفتگوهایی که با سایر شخصیت ها خواهید داشت، نه تنها بازی داستان بازی را پیش می برد، بلکه به روند گیم پلی هم کمک زیادی می کنند.

 

 

منبع:game jobs.ir

 

 

 

 

منبع : معرفی بازی بازی قتل در خیابان های طهران
برچسب ها : بازی ,خوبی ,شخصیت ,قسمت ,طراحی ,حالت ,بازی مشاهده ,سایر شخصیت ,بازی ماجراجویی ,اصلی بازی ,شخصیت اصلی

بازی گربه قجری

:: بازی گربه قجری

 

داستان بازی:

همان طور که از نام بازی مشخص است، داستان پیرامون گربه ای به نام ببری خان است! روزی از این روزهای خدا، بچه ببری خان از زور گرسنگی در حال گریه کردن بود و ببری خان هم برای پایان بخشیدن به زاری و شیون های بچه اش سعی می کند تا برای او غذا پیدا کند. پس از صحبت با آقا خره و خانوم مرغه و لوس کردن خودش برای عبور از جلوی نگهبان، موفق به پیدا کردن شیر خشک می شود. به وسیله آن کودکش را آرام می کند و راهش را ادامه می دهد. او به قصر پادشاه می رود. پادشاه حال و روز خوبی ندارد و بسیار بیمار است.

 

ببری خان بچه اش را کنار تخت پادشاه قرار می دهد و به یکباره حال شاه رو به بهبودی می رود. از اینجا به بعد ببری خان به گربه محبوب شاه و دربار تبدیل می شود، اما زن های دربار که از حسودی در حال ترکیدن بودند، نقشه ای می کشند و ببری خان را می زنند و از شهر بیرون می برند. حال ببری خان باید راهی برای بازگشت پیدا کند، اما آیا او موفق می شود؟ داستان بازی روایت چندان جالبی ندارد، اما حالت طنز آن بد نیست. این موضوع می تواند برای مدتی شما را پای بازی نگه دارد و همین طور اتفاقات رخ داده در بازی نیز می توانند در شما انگیزه ادامه بازی را ایجاد کنند، اما معماها به شکلی هستند که برای رد کردن قسمت های مختلف با مشکلات زیادی روبرو می شوید و اگر به راهنمای بازی مراجعه نکنید، متوجه راه حل برخی معماها نخواهید شد.

 گرافیک

گربه قجری یک بازی دو بعدی بسیار زیبا است و از نظر هنری می توانیم آن را یک عنوان عالی نام ببریم. طراحی ها بسیار زیبا صورت گرفته اند و المان های سنتی به خوبی در آن ها دیده می شوند. استفاده از حروف الفبا برای طراحی محیط بازی از جمله نوآوری های بسیار جالب این بازی به حساب می آید که نظر شما را سریعاً به خودش جلب می کند. طراحی شخصیت ها نیز بسیار خلاقانه صورت گرفته است. المان های مدرن و سنتی به شکل خوبی در بازی دیده می شوند و این موضوع یکی از زیبایی های خاص گربه قجری به شمار می رود. طراحی سیاه و سفید بازی و استفاده از رنگ های کم نیز از دیگر المان های زیبا کننده بازی به حساب می آیند.

 موسیقی/صداگذاری

صداگذاری در گربه قجری چندان جالب به نظر نمی رسد و همچنان مشکلات خاص خودش را دارد و نمی تواند با استانداردهای این بخش رقابت کند. راوی با لهجه ترکی داستان را روایت می کند که این بخش را بسیار جذاب و زیبا کرده است. البته اگر این قسمت کمی با هیجان و آب و تاب بیشتری روایت می شد، می توانست به یکی از بخش های به یاد ماندنی بازی تبدیل شود. همچنین به جز راوی و چند شخصیت معدود، دیالوگ خاص دیگری را در بازی نخواهید شنید. موسیقی سنتی بازی نیز توانسته فضای بازی را زیباتر کند، اما عدم تنوع زیاد در موسیقی ها و تکراری بودن برخی از آن ها از جمله مشکلات این بازی به حساب می آیند.

 گیم پلی

اگر شیطنت های علیمردان خان را بازی کرده باشید، با گیم پلی بازی نیز مشکلی نخواهید داشت. گیم پلی برای یک بازی ماجراجویی بسیار خوب طراحی شده و روند جالبی دارد. با بررسی محیط باید آیتم های مختلفی را جمع آوری کنید و با فشار دادن کلید Space می توانید قسمت هایی که چیزی برای جمع آوری و بررسی در آن ها وجود دارند را چک کنید. البته با انجام دادن این کار نیز در حل برخی معماها با مشکل مواجه خواهید شد. به طور مثال در قسمتی از بازی باید زبان طوطی را به زبان گربه ای ترجمه کنید. در این قسمت اگر یک اشتباه داشته باشید، باید تمام کارهایی که انجام داده اید را از اول شروع کنید. حتی برای اینکه متوجه برخی المان های گیم پلی بازی بشوید، باید حتماً به راهنمای بازی مراجعه کنید. راهنمای کامل مراحل نیز در داخل بازی وجود دارد و با استفاده از آن می توانید کل بازی را بدون کوچکترین زحمتی به پایان برسانید!

 

 منبع:game jobs.ir

 

 

 

 

 

منبع : معرفی بازی بازی گربه قجری
برچسب ها : بازی ,گربه ,ببری ,طراحی ,قجری ,زیبا ,گربه قجری ,بسیار زیبا ,صورت گرفته ,برخی معماها ,راهنمای بازی

بازی کارآگاه علوی

:: بازی کارآگاه علوی

 

بازی کاراگاه علوی که یک بازی صد درصد ایرانی به سبک ماجراجویی است این بازی حاکی از داستان قتل زن انگلیسی تبار است که همسر روسی دارد . شما در بازی Alavi Animator به نقش کاراگاه علوی پای به میدان می گذارید و به دنبال کشف اثار جرم هستید تا در نهایت قاتل را بیابید . البته در این راه به موانعی برمی خورید از جمله حل معما ها و صحبت با دیگران و پیدا کردن آثار و لوازم که قاتل با آن سرو کار داشته است.لازم به ذکر است که بازی کاراگاه علوی به ۴۱ زبان و ۴۲ خط دنیا طراحی شده است.

بازی جذاب کاراگاه علوی توسط دو برادر ( آقایان سید علی امام جمعه و سید امیر هوشنگ امام جمعه ) ساخته شده است. 

منبع : معرفی بازی بازی کارآگاه علوی
برچسب ها : بازی ,علوی ,کاراگاه ,کاراگاه علوی ,امام جمعه ,بازی کاراگاه

بازی گرشاسپ

:: بازی گرشاسپ

 

 

داستان بازی:

پس از به زنجیر کشیده شدن ضحاک بدست فریدون و پیروزی نیروهای نور بر سپاه تاریکی ، که سالیان به فرماندهی ضحاک بر خونیراث چیره شده بودند، زمان زیادی به طول نیانجامید که جای جای آن سرزمین پهناور را ديوان تسخير کرده و هرکدام برای خود فرمانروایی پدید آوردند و راه نیروهای اهریمنی را پی گرفتند و به آزار و اذیت انسانها و اهوراهای سپاه نور پرداختند. هیتاسپ زرین تاج که یکی از بيرحم ترين این دیوان شرور بود و از نیروهای جادویی متعددی برخوردار بود در این میان برای خود در سرزمین های کوهستانی فرنبغ حکومتی ایجاد کرد و به همراه هیولاهای اهریمنی، دیوان و اشموغان زیردستش به غارت سرزمین های اطراف پرداخت. از جمله این سرزمین های مورد هجوم دیوان، دهکده کوهستانی سیاوشگرد بود که از دیرباز مکان رشد و پرورش پهلوانان متعددی بود. هیتاسپ در غارت این دهکده، اوروخشیه، برادر گرشاسپ را از میان می برد. گرشاسپ پهلوان به دنبال انتقام خون برادرش به سوی دژ هیتاسپ روانه می شود و در این مسیر متوجه می شود که در یورش هیتاسپ و یارانش به سیاوشگرد اتفاق بسیار مهمتری افتاده است و اراده و شجاعت گرشاسپ سرنوشتی بزرگ را رقم خواهد زد ...

 

مشخصات فنی:

ازی گرشاسپ برای اجرا بر روی کامپیوترهای شخصی ساخته شده است و از نظر قابلیت های گرافیکی قابل تنظیم می باشد به نحوی که بر روی کارت های گرافیکی که ازsm 2.0 پشتیبانی کنند قابل اجرا خواهد بود. برای نمایش گرافیک این بازی از موتور متن باز OGRE3D استفاده شده است و شبیه سازی فیزیکی در آن با موتور Nvidia PhysX انجام می گیرد.

 

تصاویری از محیط بازی:

 

 

منبع : معرفی بازی بازی گرشاسپ
برچسب ها : گرشاسپ ,هیتاسپ ,سرزمین ,بازی ,نیروهای

بازی assasin's creed unity

:: بازی assasin's creed unity
مشخصات بازی
 
عنوان

 

Assassin's Creed: Unity

 
پلتفرم

 

رایانه‌های شخصی - پلی‌استیشن 4 (پلتفرم تست شده) - ایکس‌باکس وان

 
ناشر

 

یوبیسافت

 
سازنده

 

یوبیسافت مونترال

 
تاریخ انتشار

 

۲۰ آبان ۱۳۹۳ (۱۱ نوامبر ۲۰۱۴)

 
سبک

 

اکشن ماجراجویی - مخفی‌کاری

 

حدود هشت سال پیش بود که اولین نسخه از سری بازی Assassin’s Creed (به اختصار AC) منتشر شد و جنجال فراوانی به راه انداخت. یک بازی کاملا جدید از یوبی‌سافت که با وجود برخی نواقص، مورد توجه بسیاری از علاقه‌مندان قرار گرفت. جذابیت بسیار بالایی در AC وجود داشت. پرداختن به یک دوره‌ی تاریخی خاص، آن هم به این شکل برای بسیاری از مخاطب‌ها تازگی داشت. مبارزه با شمشیر، دنیای جهان‌باز بازی، عناصر مخفی‌کاری، بالا رفتن از برج‌ها و چیزهایی از این قبیل در آن زمان بسیار جالب بود. داستان بازی نیز پر از ایده‌های تازه بود و مورد توجه قرار گرفت. شرکتی به نام آبسترگو با اختراع دستگاه آنیموس، اهداف عجیبی را دنبال می‌کرد. آنیموس قادر بود حافظه‌ی افراد برای بازبینی زندگی اجدادشان را مرور کند. آبسترگو با استفاده از فردی به نام دزموند مایلز (Desmond Miles)، اقدام به مرور خاطرات فردی به نام الطیر (Altaïr Ibn-La’Ahad) می‌کند. قاتلی که در زمان جنگ‌های صلیبی عضوی از گروه حشاشیون بود. از اهداف آبسترگو برای این کار بگذریم و بیشتر وارد جزئیات نشویم! الطیر را با شخصیتی آرام و بی‌رحم به یاد داریم. او تمام ویژگی‌های یک قاتل حرفه‌ای را داشت. سلاح مخفی او یعنی Hidden Blade که روی مچ دست او نصب شده بود، به نمادی برای این بازی تبدیل شد. پتانسیل موجود در این بازی به قدری بالا بود که ساخت ادامه‌ای برای آن به هیچ وجه دور از ذهن نبود. دو سال بعد و در سال ۲۰۰۹ دومین نسخه سری AC منتشر شد و الطیر جای خود را به شخصیتی ایتالیایی به نام اتزیو (Ezio Auditore da Firenze) می‌دهد. شروع داستان اتزیو دقیقا از زمان تولد او و در قرن پانزدهم میلادی بود. دزموند پس از پشت سر گذاشتن ماجرای بازی اول، این‌بار به دنبال چیزهای تازه‌ای می‌گشت. با مرور خاطرات اتزیو در نسخه‌ی دوم، شاهد یکی از بهترین بازی‌های نسل هفتم بودیم. اتزیو در ابتدای بازی هیچ‌کدام از ویژگی‌های یک قاتل حرفه‌ای مانند الطیر را نداشت! درواقع پدر او یکی از اعضای گروه حشاشین به شمار می‌رفت و بعد از اتفاقاتی لو رفته و به همراه برادران اتزیو در مقابل دیدگان او اعدام می‌شود. اتزیو از همان زمان مسیر طولانی خود را برای گرفتن انتقام عزیزانش آغاز می‌کند. ماجرای اتزیو در دو بازی دیگر با نام‌های Brotherhood و Revelations نیز دنبال می‌شود تا او به محبوب‌ترین شخصیت سری AC تبدیل شود. آن زمان از AC لذت می‌بردیم. حتی با وجود آن‌که Revelations بازی متوسطی به شمار می‌رفت، حضور اتزیو باعث می‌شد به زحمت تحملش کنیم! اما یوبی‌سافت دست بردار نبود و از آن زمان تا به امروز، هر سال یک بازی از این سری منتشر کرد. سری AC با آن داستان مثال‌زدنی و جذاب در ابتدای راه خود، به اوج رسیده بود. نه‌تنها داستان بلکه تمام ایرادات نسخه‌ی اول برطرف شد و عناصر بسیاری به آن اضافه شده بود. امسال اما با Unity و نمایش‌های خوب آن، امید بسیار زیادی برای زنده شدن خاطرات نسخه‌های اول داشتیم. به‌خصوص این‌که این بازی برای کنسول‌های نسل جدید منتشر شد و استفاده از سخت‌افزار قدرتمند دست سازنده را بازتر از گذشته کرده بود. از آن مهم‌تر وقوع داستان بازی در فرانسه بود (یوبیسافت مونترال در فرانسه واقع شده است) که امید ما به این بازی را چند برابر کرده بود. اما آیا Unity توانست موفق ظاهر شود؟ در ادامه به بررسی دقیق‌تر بخش‌های مختلف بازی می‌پردازیم.

انقلاب فرانسه سوژه‌ی قابل قبول و جذابی برای نسخه‌ی جدید به نظر می‌رسید. انتخاب این دوره از تاریخ خود یک نکته‌ی مثبت برای AC:U محسوب می‌شود. داستان بازی در حالی آغاز می‌شود که همه چیز آماده‌ی وقوع این انقلاب در فرانسه است. هر چه به پایان بازی نزدیک می‌شویم، حال و هوای خیابان‌ها و مردم انقلابی‌تر می‌شود. فضای خیابان‌های پاریس به قدری خوب طراحی شده که با قدم زدن در خیابان‌ها، می‌توان حال و هوای آن روزهای فرانسه را به خوبی حس کرد! این‌بار جوانی به نام آرنو (Arno Victor Dorian) را به عنوان شخصیت اصلی بازی کنترل خواهید کرد. شخصیتی که در ابتدای بازی، کودکی و شیطنت‌های او را در کنار دختر بچه‌ای به نام الیز (Elise) دیدیم. پسربچه‌ای که چند دقیقه بعد از این‌که یه ساعت جیبی را از پدرش به یادگار می‌گیرد، جسد پدرش را که به قتل رسیده می‌بیند! از همان زمان توسط پدر الیز بزرگ می‌شود و به دنبال گرفتن انتقام پدرش وارد ماجراهای فراوانی می‌شود. رابطه‌ی او با الیز احساسی شده و ماجرای این دو تقریبا مهمترین بخش داستان بازی به‌شمار می‌رود و حتی موضوع مهمی مثل انقلاب فرانسه زیر سایه‌ی داستان این دو شخصیت قرار می‌گیرد. این موضوع وقتی جالب می‌شود که شما ناپلئون بناپارد بزرگ را در بازی خواهید می‌بینید. تمرکز داستان احساسی بازی به ماجرای آرنو و الیز بالاست و پتانسیل عظیم داستان بازی در رابطه با مسائل مرتبط با انقلاب فرانسه در بسیاری از مواقع نادیده گرفته می‌شود. در ابتدای مطلب از قصد به نسخه‌ی اول و دوم اشاره کردم تا به یاد آن زمان بیوفتید و مقایسه‌ای مختصر بین داستان آن بازی‌ها با این بازی در ذهن خود داشته باشید.

در آن زمان لئوناردو داوینچی بسیار جذاب به نظر می‌رسید و امروز که در نسل هشتم به سر می‌بریم، ناپلئون جذابیت خاصی ندارد و حضور او در Unity را خیلی زود از یاد خواهید برد. حتی شخصیت‌های بازی نیز نمی‌توانند محبوبیتی در حد شخصیت‌های قبلی داشته باشند. تنها الیز است که نه تنها قابل تحمل، بلکه محبوب‌ترین شخصیت این بازی خواهد بود. او به عنوان یک دختر بسیار مصمم، شجاع و غیرقابل پیش‌بینی رفتار می‌کند و از طراحی زیبای موهای او نیز نباید گذشت. در آن زمان یک بهانه‌ی جذاب برای مرور وقایع تاریخی وجود داشت. ماجرای دزموند خود به تنهایی یک داستان نسبتا درگیرکننده به حساب می‌آمد و از طرفی ایده‌ی آنیموس بسیار جذاب بود. ولی الان چه؟ چه بلایی بر سر تیم سازنده آمده که بخش‌های مربوط به آینده را تا این حد ضعیف و مسخره طراحی کرده اند؟ نمی‌خواهم به ایرادات داستانی نسخه‌های قبلی اشاره کنم، ولی چه دلیلی داشت که دزموند وارد سناریوی مسخره‌ی نابودی دنیا در سال ۲۰۱۲ شود و به کل از داستان سری AC حذف شد؟ شاید همین موضوع نویسنده‌ها را به نوعی دچار درماندگی کرده تا ندانند چه بلایی باید بر سر دنیای آینده‌ی بازی‌های خود بیاورند. موضوعی که به مسخره‌ترین شکل ممکن در نسخه‌های اخیر و به‌خصوص Unity شاهدش بودیم. شاید هم عدم حضور کوری می (Corey May) یکی از دلایل از بین رفتن جذابیت‌ آن روزهای داستان بازی باشد. نویسنده‌ای که نقشی مهم در به شکل‌گیری داستان فوق‌العاده‌ی نسخه‌های اول بازی داشت. از طرفی نیز وجود برخی کلیشه‌های رایج در دنیای سینما و بازی‌های ویدئویی در انتهای داستان بازی، کاملا قابل پیش‌بینی و نا‌به‌جا بودند. حتی خیلی از اتفاقات داستان را می‌توان الگو برداری از اتفاقات نسخه‌های قبلی دانست و خلاقیتی در کار نویسنده‌ها نمی‌بینیم. در کل باید گفت که داستان Unity با وجود پتانسیل بسیار خوب، جذابیت کافی برای مخاطب در بر نخواهد داشت.

یکی از نکات مهمی که بازی به شدت از نبود آن رنج می‌برد، طراحی مراحل خوب است. به غیر از تعداد انگشت‌شماری از مراحل جذاب، تا پایان بازی از انجام ماموریت‌های تکراری خسته خواهید شد. ماموریت‌های اصلی معمولا در به قتل رساندن بعضی از شخصیت‌ها خلاصه می‌شود که در کمال تعجب، تمام آن‌ها شباهت زیادی به یکدیگر دارند! یک محوطه‌ که با تعداد زیادی نگهبان از آن مراقبت می‌شود و فردی که مامور به کشتن او هستید در وسط این محوطه پنهان شده است. کافی است خود را به او برسانید و با به قتل رساندنش از محیط فرار کنید. هر چه به پایان بازی نزدیک‌تر می‌َشویم تعداد و قدرت نگهبانان بیشتر می‌شود.

مخفی‌کاری اولین گزینه‌ای است که برای انجام چنین ماموریت‌هایی پیش رو دارید. متاسفانه پیدا کردن راهی برای مخفیانه انجام دادن ماموریت بسیار دشوار است و نیاز به آزمون و خطا دارد. با توجه به هوش مصنوعی دشمنان که نوسان بسیار زیادی دارد، نمی‌توان مطمئن بود که چگونه در بین آن‌ها حرکت کرد. ممکن است پشت سر آن‌ها بدوید و آن‌ها اصلا متوجه نشوند و از طرفی ممکن است از فاصله‌ی دور شما را ببینند و دسته جمعی به شما حمله کنند! در بسیاری از مواقع به طرز بسیار غیرمنطقی لو می‌روید و وقتی که برای انجام آن همه مخفی‌کاری صرف کرده‌اید از بین می‌رود و تصمیم می‌گیرید آشکارا به دل دشمن بزنید. در این صورت زودتر و راحت‌تر ماموریت را به انجام خواهید رساند. تعداد دشمنان بالاست ولی یکی دو بمب دودی کافی است تا دشمنان را برای چند ثانیه گیج کنید و راحت‌ترین شکل ممکن مضنون را بکشید و از آن‌جا فرار کنید. حتی انتخاب ساده‌تری نیز برای انجام چنین ماموریت‌هایی در اختیار شما گذاشته می‌َشود. مثلا با پرداخت کمی رشوه به کارگران ساختمانی که مضنون در آن حضور دارد، از طریق یکی از پنجره‌های نزدیک به اتاق او وارد ساختمان شده و به سادگی ماموریت خود را به اتمام برسانید. علاقه‌مندان به مخفی‌کاری شاید لذت انجام این کار را بیشتر از انتخاب‌های دیگر بدانند، ولی عملا در بسیاری از موارد موفق به انجام آن نخواهند شد و هوش مصنوعی دشمنان و باگ‌های متعدد اعصابشان را خورد خواهد کرد. از بخش Co-op بازی به هیچ وجه نباید گذشت. یکی از نقاط مثبت بازی همین بخش است و جذابیت فراوانی برای شما و دوستانتان به همراه خواه داشت. در بخش چند نفره بازی مدت‌ها سرگرم خواهید شد و ماموریت‌های مخصوصی نیز در طول بازی در دسترس است که می‌توانید به صورت گروهی آن را انجام دهید.

مبارزات همان تنوع و جذابیت گذشته را دارد و تغییرات کمی نیز داشته است. حرکات ترکیبی و انیمیشن‌ها نسبت به قبل کمی بیشتر شده و سلاح‌های بیشتری برای مبارزه با دشمنان در اختیار خواهید داشت. تنوع سلاح‌ها نسبت به نسخه‌های قبل چند برابر شده و کمک بسیار خوبی به جذابیت مبارزات کرده است. از انواع شمشیر گرفته تا سلاح‌های سنگین و سلاح‌های گرم را می‌توانید با توجه به میزان پولی که در اختیار دارید تهیه کنید. برخی از مهارت‌ها (Skill) نیز برای استفاده‌ی بهتر از برخی سلاح‌ها ضروری است. همچنین چند Skill نیز برای ضربه زدن به دشمنان و استفاده بهتر از Phantom Blade برای آزاد کردن وجود دارد. اشاره به Phantom Blade شد و بهتر است بدانید با استفاده از این سلاح که بر روی مچ آرنو بسته شده، قادر به شلیک به دشمن از فواصل دورتر هستید. حتی قادر به استفاده از تیر‌های سمی هستید.

با شلیک چنین تیری به سمت یکی از دشمنان، اون کاملا عقل خود را از دست می‌دهد و به سمت هم‌رزمانش حمله می‌کند و به این ترتیب شما به جای صرف انرژی برای مبارزه در گوشه‌ای ایستاده و از بین رفتن تعداد زیادی از دشمنان را مشاهده می‌کنید. بهتر است همیشه دشمنان بزرگ‌تر را برای این کار انتخاب کنید تا مدت زمان بیشتری دوام بیاورند. هر چه به پایان بازی نزدیک شوید، به لطف دشمنانی که با تفنگ به شما شلیک می‌کنند مبارزات سخت‌تر می‌شود. تا جایی که حتی با جاخالی دادن هم نمی‌توان از شر آن‌ها خلاص شد. ناچار به فرار یا استفاده از بمب‌های دودی خواهید شد. از همه بدتر آن دسته از دشمنانی هستند که از بالای ساختمان‌های بلند به شما شلیک می‌کنند. سازنده چه تصوری از سلاح‌های آن زمان داشته که هیچ‌کدام از تیرهایی که به شما شلیک می‌شود خطا نمی‌روند؟ هر چقدر هم از دشمن دور باشید، امکان ندارد گلوله‌ای را به خطا شلیک کنند!

شخصی‌سازی از نکات مثبت دیگری است که در بازی با آن طرف هستیم. تنوع در لباس‌ها و Armorها بالا است و تاثیر کمی هم روی روند حرکتی آرنو خواهد داشت. خرید اکثر آن‌ها هم نیازمند داشتن پول زیادی است که به احتمال زیاد تا پایان بازی و حتی بعد از اتمام آن، قادر به خریدن بعضی از آن‌ها نیستید. آیتم‌هایی نیز در بازی وجود دارد که باید جداگانه و از طریق Uplay خریداری کنید! چرا ناشر یک بازیه ۶۰ دلاری به خاطر محتوای اضافه‌ی درون بازی خود به دنبال دریافت هزینه‌ی اضافی هم هست؟‌ در بازی پول را می‌توان با انجام ماموریت‌های فرعی مختلف یا باز کردن صندوقچه‌هایی که در همه‌ جای نقشه وجود دارند به دست آورد. صندوقچه‌هایی که برخی از آن‌ها قفل هستند و باز کردن آن‌ها مکانیزم جالبی دارد. بعضی از آن‌ها تا سه قفل روی خود دارند و در ابتدای بازی برای باز کردن آن‌ها به شانس احتیاج دارید. رفته‌رفته و با آزاد کردن Skillهای مربوط به باز کردن این قفل‌ها، باز کردن هر صندوقچه‌ای به راحتی میسر خواهد شد. باز کردن درهای قفل شده در محیط بازی نیز به همین صورت بود. باز کردن این درها در برخی از ماموریت‌ها می‌تواند راه را برای شما هموارتر کند یا شما را به آیتم‌های درون محیط برساند. محیط بازی از تمام نسخه‌های قبلی بزرگتر است و انگیزه‌های زیادی برای جستجو در آن وجود دارد. هیچ وسیله‌ی نقلیه‌ای در بازی وجود ندارد و نه اسبی می‌بینید نه قایق. البته قایق در بازی وجود دارد اما نمی‌توان از آن‌ها استفاده کرد که جای تعجب دارد! گرچه زیاد با مسیرهای آبی مواجه نخواهید شد. سازنده از قصد شما را مجبور کرده تا به شاهکار طراحیش نگاهی بیندازید و محیط را با پای پیاده بررسی کنید یا از پشت‌بام خانه‌ها به مسیر خود ادامه دهید. بالا رفتن از ساختمان‌ها کمی اصولی‌تر شده و بهتر از قبل به نظر می‌رسد. از طرفی جای تعجب است که چرا آرنو توانایی پریدن از روی دیواری که به آن آویزان شده، به دیوار پشت سر خود را ندارد.

درست است که محیط بازی بزرگ‌تر شده، اما از آن طرف حجم جزئیات در طراحی آن به شدت بالا رفته است. از NPCها بگوییم که شما را شگفت زده خواهند کرد. معمولا تمام خیابان‌ها و لوکیشن‌های بازی شلوغ طراحی شده و تعداد زیادی از مردم را در آن‌ها می‌بینید. نه‌تنها تعداد آن‌ها بالا است،‌بلکه رفتار آن‌ها نیز با یکدیگر متفاوت است. هر کدام مشغول انجام کار خود هستند و به سختی می‌توانید دو نفر را پیدا کنید که مشغول انجام کار یکسان باشند. این امر باعث شده تا محیط بازی زنده به نظر برسد و گوشه‌گوشه‌ی آن را با تمام وجود بررسی کنید و از آن لذت ببرید. خوشبختانه ماموریت‌های بازی شما را تا جای ممکن به اکثر مناطق بازی می‌کشاند. مناطقی که از تنوع بالایی برخوردار هستند. داخل بسیاری از ساختمان‌ها در دسترس شما قرار دارند و می‌توانید وارد آن‌ها شوید. محیط هر ساختمان با دیگری تفاوت دارد و بسته به منطقه‌اش شکل و شمایل فقیرانه، متوسط یا اعیان‌نشین دارد. طراحی برخی از کلیساها و ساختمان‌های بزرگ اشرافی، اوج هنر تیم هنری بازی را به شما نشان خواهند داد. به لطف قابلیت‌های بسیار خوب موتور آنویل نکست، شاهد نورپردازی دقیق و کیفیت بسیار خوب بافت‌ها، سایه‌زنی‌ها و مناظر بازی هستیم. پاریس آن دوران به دقیق‌ترین شکل شبیه‌سازی شده و اگر از بالای یک ساختمان بلند به شهر نگاه کنید، از دیدن منظره‌ی زیبای آن لذت خواهید برد. در اواسط روز آفتاب با شدت بالایی می‌تابد و جلوه‌ی بسیار زیبایی به محیط می‌دهد و البته تغییرات آب و هوایی مثل بارش باران را نیز در بازی دیدیم. گرافیک بازی درواقع مثل یک تیغ دولبه هم بزرگترین نقطه‌ی قوت، و هم بزرگترین نقطه ضعف بازی است! باگ‌های متعدد در همه‌ی قسمت‌های بازی، افت فریم و مشکلات فنی بازی نظیر ناپدید شدن اجزای صورت شخصیت‌ها، ناامید کننده است. به‌خصوص این‌که حتی با وجود آپدیت‌های متعدد، مشکلات به طور کامل برطرف نمی‌شوند.

بروزرسانی آخر بازی حدود هفت گیگابایت حجم داشت! وقتی سازنده چنین حجمی را برای برطرف کردن مشکلات فنی بازی ارائه می‌کند، مشخص است که چقدر ایراد در Unity وجود دارد. این مسئله به هیچ‌وجه قابل بخشش نیست، چرا که با مجهز شدن به این بروزرسانی نیز مشکلات به صورت کامل برطرف نمی‌شوند. باگ‌ها هنوز وجود دارند و فقط برخی از ایرادات بازی برطرف شده‌اند. حتی پیش آمد که در حین انجام بازی روی کنسول، شاهد هنگ کردن آن بودم و مجبور به بستن بازی شدم! بماند که دانلود چنین حجمی برای بسیاری از مخاطبین داخل کشور مشکل است. در محیط‌های شلوغ کمتر شاهد افت‌فریم بودیم و برعکس افت فریم را در مواقعی دیدیم که به نظر نباید مشکلی در آن به وجود می‌آمد! سازنده روی عجله یا هر مسئله‌ی دیگری، نتوانسته بازی را بهینه کند. یوبی‌سافت برای دل‌جویی از خریداران بازی، محتوای الحاقی بازی را به صورت رایگان منتشر کرد و پیشنهادهای دیگری در رابطه با خرید بازی‌های دیگر خود ارائه داد. اما بهتر بود حداقل آیتم‌های پولی داخل بازی را آزاد کند تا کمی به جذابیت خود Unity افزوده شود. صداگذاری بازی در سطح خوبی قرار دارد. با وجود جذاب نبودن شخصیت آرنو، کار صداگذاری او توسط دان جینوت (Dan Jeannotte) به خوبی صورت گرفته است. کار صداگذاری شخصیت الیز بر عهده‌ی کاترین بیروبی (Catherine Bérubé) انجام شده است. موسیقی بازی نیز به لطف هنر کریس تیلتون (Chris Tilton) در سطح خوبی قرار دارد و با حال و هوای بازی هم‌خوانی دارد. البته تیلتون تنها آهنگساز بازی نیست و چند نفر دیگر نیز در این تیم حضور دارند.

 

                                           

                                        

                                                                              

                           

 

 

 

         

 

منبع:zoomg

منبع : معرفی بازی بازی assasin's creed unity
برچسب ها : بازی ,وجود ,داستان ,آن‌ها ,می‌شود ,انجام ,داستان بازی ,پایان بازی ,وجود دارد ,محیط بازی ,نسخه‌های قبلی ,کامل برطرف نمی‌شوند